|
|
|
تو را به جای همه آنانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را بجای همه روزگارانی که نمی زیستم دوست می دارم برای خاطر عطر گستر بیکران و برای خاطر عطر نان گرم برای خاطر برفی که آب می شود برای خاطر نخستین گل تو را بخاطر دوست داشتن دوست می دارم تو را بجای همه آنانی که نشناخته ام دوست می دارم جز تو که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود خویشتن را بس اندک می بینم تو را دوست می دارم به خاطر فرزانگی ات که از آن من نیست تو را برای خاطر سلامت برغم همه آن چیزها که بجز وهمی نیست دوست می دارم برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی دارم تو می پنداری که شکی! حال آنکه بجز دلیلی نیستی تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا می رود بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم.
با تشکر از : پارادایس عشق |
|
+ نوشته شده در
ساعت 15:36 توسط مهدی |
|
|
سوسن عزیزم دیوانه وار دوست دارم عشق من
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 18:14 توسط مهدی |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 11:13 توسط مهدی |
|
|
گفتــه بــودي كـه چـرا محـو تماشاي مني وان چنان ، مات كه يك دم مژه بر هم نزني
من مـژه بـر هـم نـزنـم تـا كـه ز دستــم نـرود نــاز چشـم تـو بـه قـدر مـژه بـر هـم زدني
فریدون مشیری
» با تشکر از دکترمجتبی کرباسچی مدیر وبلاگ صاحبدلان
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:51 توسط مهدی |
|
|
گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم
گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم
گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند
گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم
ۀ منبع: شخصی |
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:55 توسط مهدی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 13:45 توسط مهدی |
|
|
دیگه طاقت این دوری رو ندارم |
|
+ نوشته شده در
ساعت 9:46 توسط مهدی |
|
|
هیچ وقت نشد که من فال حافط بگیرم و بهم جواب نده همش نگران این بودم که آینده چی می شه؟ فال گرفتم ببین چی اومد : بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست آندم که دل به عشق دهی خوش دمی بود در کار خیر حجت هیچ استخاره نیست ما را ز منع عقل مترسان و می بیار کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست فرصت شمار طریقه ی رندی که این نشان چون راه گنج بر همه کس آشکار نیست ار چشم خود بپرس که ما را که میکِشد جانا گناه طالع و جرم ستاره نسیت او را به چشم پاک توان دید چون هلال هر دیده جای جلوه ی آن ماه پاره نیست
مگرفت در تو گریه ی حافظ به هیچ روی حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:57 توسط مهدی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 18:56 توسط مهدی |
|
|
آن یار که آشنای خود ساخت مرا بیگانه شد آنچنان که نشناخت مرا دربازی عشق،من نبــــــردم اورا او برد مرا و رایگان باخـــــــــــت مرا |
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:32 توسط مهدی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:49 توسط مهدی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 3:16 توسط مهدی |
|
|
واعظم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق؟ گفتم ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این
هیچ وقت دقت کردین که یکی از بهترین لذات عشق غمیه که در اثر شدت علاقه به یه نفر میاد سراغ آدم؟ خیلی جالبه ها..............نه؟ |
|
+ نوشته شده در
ساعت 17:54 توسط مهدی |
|
|
چیزی که انسان را از پا در میاره عشق نیست . تضمین اونه .... مثل زمانی که شک می کنی اسلحه پره یا خالی ...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:47 توسط مهدی |
|
|
اگه می خواید عشق به کسی بدید حواستون باشه که لیاقت عشق شما رو داشته باشه سوسن من پادشاه حسنِ.یه وقت بد فکر نکنید.من عاشقشم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 20:49 توسط مهدی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 17:48 توسط مهدی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:29 توسط مهدی |
|
|
خدایا آتش مقدس شک را آن چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که در من نقش کرده اند بسوزد وآنگاه از پس توده ی این خاکستر لبخند مهراوه بر لبهای صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند خدایا به هرکی دوست میداری بیاموز که عشق اززندگی کردن بهتر است و به هرکس که بیشتر دوست میداریش بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است ! شهید عالی قدر دکتر علی شریعتی |
|
+ نوشته شده در
ساعت 16:24 توسط مهدی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 20:37 توسط مهدی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:43 توسط مهدی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 11:59 توسط مهدی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 11:34 توسط مهدی |
|
|
برای خواب معصومانه ی عشق
کمک کن بستری از گل بسازیم برای کوچ شب هنگام وحشت کمک کن با تن هم پل بسازیم کمک کن سایه بونی از ترانه برای خواب ابریشم بسازیم کمک کن با کلام عاشقانه برای زخم شب مرهم بسازیم
بذار قسمت کنیم تنهاییمونو میون سفره ی شب تو با من بذار بین من و تو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن
تو رو می شناسم ای شبگرد عاشق تو با اسم شب من آشنایی از اندوه تو و چشم تو پیداست که از ایل و تبار عاشقایی تو رو می شناسم ای سر در گریبون غریبگی نکن با هق هق من تن شکستتو سپار به دست نوازش های دست عاشق من
بذار قسمت کنیم تنهاییمونو میون سفره ی شب تو با من بذار بین من و تو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن
به دنال کدوم حرف و کلامی؟ سکوتت گفتن تمام حرفاس تو رو از تپش قلبت شناختم تو قلت قلب عاشق های دنیاست تو با تنپوشی از گلبرگ و بوسه منو به جشن نور و آینه بردی چرا از سایه های شب بترسم؟ توخورشید و به دست من سپردی
بذار قسمت کنیم تنهاییمونو میون سفره ی شب تو با من بذار بین من و تو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن
کمک کن جاده های مه گرفته من مسافر و از تو نگیرن کمک کن تا کبوتر های خسته روی یخ بستگی جاده نمیرن کمک کن از مسافر های عاشق سراغ مهربونی رو بگیریم کمک کن تا برای هم بمونیم کمک کن تا برای هم بمیریم |
|
+ نوشته شده در
ساعت 4:33 توسط مهدی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 4:11 توسط مهدی |
|
|
دوست دارم خیلی زیاد
خیلی زیاد امیدوارم خوشت بیاد این جمله ی منه دوست دارم خیلی زیاد فکر کردن اصلا نمی خواد دوست دارم خیلی زیاد این جمله ی منه دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد به چشماتم خیلی میاد |
|
+ نوشته شده در
ساعت 11:9 توسط مهدی |
|
| جستجو |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 اسفند 1386 آذر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| آمار بازدید کنندگان |
| پیوندهای روزانه |
| عناوین سایتهای دیگر |
|
****** ****** ****** ****** |
|
RSS
مهدی |
|
|


My blog is worth $3,951.78.
How much is your blog worth?